با سلام به همه ی بازدید کنندگان محترم وبلاگ سپیده دم ۱۰
من این دفعه با یه شعر جالب اومدم البته نا گفته نماند این شعر رو تقدیم میکنم به دوست عزیزم تینا خانم که به من خیلی کمک کرده
و شرمنده ی اوناییم که براشون پست جدید نزاشتم انشاءالله که جبران کنم
عاشق و مجنونت شدم نخونده مهمونت شدم
کلی پریشونت شدم اما بازم نیومدی
قهوه ی فنجونت شدم شمع تو شمعدونت شدم
خاک تو گلدونت شدم اما بازم نیومدی
برف زمستونت شدم رسوا وحیرونت شدم
چک چک ناودونت شدم اما بازم نیومدی
افتاب و بارونت شدم اشکای قلطونت شدم
عطر گلابدونت شدم اما بازم نیومدی
ماه تو ایوونت شدم خراب و ویرونت شدم
گل گلستونت شدم اما بازم نیومدی
سه ماه تابستونت شدم الوند و کارونت شدم
دشتای ایرونت شدم اما بازم نیومدی
به ناو و هامونت شدم نزدیک تر از جونت شدم
رگت شدم خونت شدم اما بازم نیومدی
خادم و در بونت شدم اسیر زندونت شدم
گلاب کاشونت شدم اما بازم نیومدی
یه جوری مدیونت شدم سنگ خیابونت شدم
راهی میدونت شدم اما بازم نیومدی
تو سختی اسونت شدم تو دردا درمونت شدم
ناجی پنهونت شدم اما بازم نیومدی
لباس و سامونت شدم سارق ایمونت شدم
چشمای گریونت شدم امابازم نیومدی
لبای خندونت شدم گشنه شدی نونت شدم
اب فراوونت شدم اما بازم نیومدی
همیشه ممنونت شدم من نی چوپونت شدم
اب تو بیابونت شدم اما بازم نیومدی
شعرای ارزونت شدم عمری غزل خونت شدم
تسلیم قانونت شدم امابازم نیومدی
کشته مژگونت شدم هلاک چشمونت شدم
رفتم و قربونت شدم اما بازم نیومدی
رفتم و قربونت شدم اما بازم نیومدی










